به تركه ميگن: با هندونه جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه؟

لره دیش ماهوارشو می‌ذاره روی پشت بوم، روش می‌نویسه: کولر

به ترکه میگن: با شیشه یه جمله بساز. میگه: ساعت یک ربع به شیشه

رشتيه به زنش ميگه: خانوم جان راستشو بگو، تا حالا چند نفر پيشت خوابيدن؟ زنش ميگه: به جان تو فقط خودت، بقيه همشون بيدار بودن

يه عارف قزويني ميگه: تا "اميد" هست، "آرزو" نخواهم كرد

از تركه مي‌پرسن: قبله كدوم طرفه؟ ميگه: كجا بهتون آدرس دادن؟

قزوينيه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟

از تركه مي‌پرسن: چرا اسم اين خيابون ولي عصره؟ ميگه: چون صبح خبري نيست، ظهر هم خبري نيست، ولي عصر

 شعار ترک‌ها در تظاهرات اخير: وای به روزی که بفهميم چی شد

 ميدونی به ماتيزی که توش ۵ تا دختر باشه، چی میگن؟ میگن: کمپوت هلو

شباهت پيرزن با پياز: دوتاشون وقتی لخت ميشن اشکت در مياد

 دكترا گفتن سير خيلي خواص دارد پس بهتره زنا به شوهرانشون سير بدن

 يه روز يه لره مي گوزه يه متر میپره هوا، ميگن: چی شد؟ ميگه: تو دنده بود

تهرانیه به ترکه ميگه: من اگه من خواهر ترو ... فاميل ميشيم؟ ترکه ميگه: فاميل كه نه، ولی بی‌حساب ميشيم

قزوينيه ميگه: رفيق اگه رفيق باشه آدم منت زنشو نمي‌كشه

به كرده ميگن: ساعت داري؟ ميگه: ساعت چيه مرد بايد خا... داشته باشه

تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون

تركه پاش خواب ميره، كفشاشو مي‌دزدن

تركه ميميره، عكسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش مي‌كنند

به يه تركه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش

يه روز ترکه پاش درد ميکرده تو جورابش قرص بروفن ميندازه

تركه چهارشنبه سوري با واجبي نارنجك درست ميكه، ميگن اين چيه؟ ميگه: مي‌خوام وقتي تركيد پشماي همه بریزه

سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا

تركه ميره بدنسازي، مربيه ميگه: هفته اول بدن درد داري، تركه ميگه: پس من از هفته دوم ميام

به تركه ميگن: محبوبترين تيم فوتبالي كه دوست داري چيه ؟ ميگه: قربون جدش آسد ميلان

به ابادانيه ميگن: با موتور جمله بساز. ميگه:مو تور خوردم رو قالي

لره می‌خواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات می‌پوشه


ترکه ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند

ترکه باباش آتیش می‌گیره، جو می‌گیردش، از رو باباش می‌پره

زن رشتیه شب عروسی می‌پرسه: بلدی چی کار کنی كه؟ رشتيه میگه: آره منتظرم یکی بیاد برم زیر تخت

ترکه تو مسابقه ژیمناستیک از روی خرک نمی‌پریده، می‌گفته: احترام به همنوع واجبه

رشتيه ميره عسلويه كار كنه، زنش ماهي 2 ميليون براش مي‌فرسته

به قزوينيه ميگن: شما قرباني هم مي‌كنين؟ ميگه: فاميليش مهم نيست هر كي باشه مي‌

از تركه در مورد آمريكا سوال مي‌كنند ميگه: والا يه پاش تو عراقه، يه پاش تو افغانستانه، فكر كنم ميخواد برينه به ايران

فيلمهاي برنده «كله ماهي بلورين» در جشنواره رشت: 1- تا حالا باباتو ديدي؟ 2- دو پسر زير يك سقف 3-پدرم، بهترين دوست بابام 4- من حسام پانزده پدر دارم 5- ديشب مامانت خونه ما بود آيدا

از لره مي‌پرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:‌آره بابا، لره و هاردي، سوفيا لره، اليزابت تاي لور، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته كلر

چهار روز اول دوستي دختر و پسر: روز اول: دوسم داشته باش، بهم دست نزن، روز دوم: بهم دست بزن بوسم نكن، روز سوم: بوسم كن اما ... خبري نيست، روز چهارم: ... اشكالي نداره اما فراموشم نكن

به يه تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: پس چند تا؟

يه چوب كبريت سرشو ميخارونه، آتيش ميگيره

تركه پاهاش خواب ميره، پتو روش مي‌كشه

قزوينيه پشت بچه‌ش مي‌نويسه: با نگاهي به آينده، درست مصرف كنيم

تركه دو هزار تومني پيدا مي‌كنه، مي‌ندازه دور ميگه: من از اين شانسا ندارم

تركه ميره توي دل طبيعت، هضم مي‌شه

تركه از جهنم ميره دم در بهشت، ميگه: يخ دارين؟ ميگن: داريم نميديم! تركه ميگه: ايلده فردا صبح كه اومدين آب جوش بگيرين منم نميدم!

دختره به پسره ميگه: ميخواي جاييكه آمپول زدم رو ببيني؟ پسره ميگه: آره. دختره ميگه: همين تزريقاتي روبرو!

تركه داشته شناي قورباغه ميرفته، لك لك مياد مي‌خوردش

عربه ميره استاديوم وسط موج مكزيكي غرق ميشه

يه قورباغه با يه طوطي ازدواج ميكنه بچه شون ميشه قوطي

به تركه ميگن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون

تركه سيدي مي خره مي بينه وسطش سوراخه ميندازتش تو سطل آشغال

روی بیلبورد زده سیو همان سیب است لره میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بيد

تركه فيلم جنگي ميديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه

يه روز يه تركه مي افتد توي چاه ميگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود

يه روز يه لره شكر مي خره براي اينكه مورچه نخوره روش مي نويسه نمك

به لاك پشته ميگن: چرا نماز نميخوني؟ ميگه: آخه لاك دارم

پرگاره بدمستي ميكنه، مستطيل ميكشه

لره ميره توالت با دهن خوني مياد بيرون. ميگن: چي شده؟ ميگه: گي بگيرن. مسواكش خيلي بزرگ بيد

به لره ميگن: دخترتو به كي دادي؟ ميگه: غريبه نيست. دامادمه

تركه ريش بزي ميزاره. دچار بحران شخصيتي ميشه

تركه دور خودش ميچرخه، هرز ميشه

تركه سوار تاكسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. تركه ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب كني؟

از ترکه میپرسن ۵ تا دختر كه رو يه ميله نشسته ان چي ميگن؟ ميگه: يه سيخ جيگر

تركه توالت ميساخته. آجر كم مياره. اوپن ميسازه

تركه شماره تلفن پيدا ميكنه. زنگ ميزنه ميگه: من شماره تونو پيدا كردم. آدرس بدين تا واستون بيارمش

تركه تاكسي دربست ميگيره. از پنجره سوار ميشه

به تركه ميگن تو زبونتون خ دارين؟ ميگه: يوخ

آفتاب پرسته ميره رو جعبه مداد رنگي، هنگ ميكنه

به تركه ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. كلمه بگو جمله بسازم

قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟

به تركه ميگن: ناف تهران كجاست؟ ميگه: يه كم بالاتر از برج ميلاد

  

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن 

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد 

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم

 

 ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني

پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره

مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا پ

يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست

باز صبح آمد و تنهايي شبانه مرا از من ربود

باز انوار طلائي خورشيد سوسوي ستارگان تنهاييم را از بين برد.

نمي دونم چرا هر بار که به آسمان شب نگاه مي کنم بياد روزهاي تنهاييش

 ميافتم اما هرگز تنهايي او را تا زماني که کنارم نيست احساس نمي

کنم .... .


تا صدايش برايم نجوا نمي کند دل تنگش نيستم اما هر بار که صدايش را

برمن مي بخشايد غم دل تنگيش را بيش هر بار ديگر بر تن خود احساس

 مي کنم وبه ياد زماني که نيست مي افتم


خورشيد آواره وار طلوع کرد


ديوانه وار انتظار کشيد


ومعصومانه غروب کرد


و شايد ماه نمي داند


چرا آسمان شب


مال اوست

 

يه روز تصميم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالاي ساختمان پرت کنم پايين

 طبقه دهم زوجي رو ديدم که عاشقانه يکديگر رو در آغوش گرفته بودند. 

طبقه نهم پيتر رو ديدم که مثل هميشه تنها بود و گريه مي کرد .

طبقه هشتم دختری رو ديدم که نامزدش با بهترين دوستش هم خواب شده بود.

طبقه هفتم دختري رو  ديدم که قرص هاي ضد افسردگي روزانه اش رو مي خورد .

طبقه ششم شخص بيکار رو ديديم که هفت تا روزنامه خريده بود

 و نا اميدانه دنبال کار مي گشت .

طبقه پنجم آقاي وانگ رو ديدم که داشت لباس خانمومش رو مي پوشيد .

طبقه چهارم رز رو ديديم که مثل هميشه با دوست پسرش جر و بحث مي کرد .

طبقه سوم مرد پيري رو ديدم که اميدوارانه منتظر بود

 تا کسي زنگ خونه اش رو بزنه و به ديدنش بياد.

طبقه دوم ليلي همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از

 يک سال و نيم پيش نا پديد شده بود را مي خورد.

قبل از اينکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر مي کردم من بد شانس ترين فرد

 دنيا هستم..الان مي دونم که هر کسي مشکلات و نگراني هاي خودش رو داره

 بعد از اينکه تمام اينها رو ديدم به اين موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم

همه اون آدم هايي که ديديم الان دارند به من نگاه مي کنندو حتما پيش

خودشون فکر مي کنند که اونقدر ها هم بدبخت نيستنند

خيلي خوبه که آدم مهم باشه ولي مهم تر از همه اينه که آدم خوب باشه

و هر مقامي هم كه باشه مغرور نباشه...

                 

 

چرا باید گول بخوریم

صد دفعه عاشقی کنیم

یه روز بااین یه روز با اون

این دلو دیونه کنیم

زمونه بدی شده

عشقامون آبکی شده

آدما دنبال چین ان

عشقم شده یه بهونه

اول آشنایی ها

حرفای خوب به هم می گیم

 دو روز سه روزکه می گذره

یادش می یاد که اون سره

هی می گزره بد تر می شه

 حرفای ما،کارای مادوره میشه

 قرارامون کمتر میشه

دروغامون زیادمی شه

عجب زمونه ای شده

 عاشقی هم عادت شده

کاشکی یکی بگه چرا

زمونه این جوری شد

 

ای تو جاری شده درقشنگترين دقایقم

ای تو با من آشنا ناجی قلب عاشقم

ای تو پيدا شده در لحظه انتخاب دل

ای تو درسکوت شب بهارپاييزدلم

کسی مثل تو ،تو حرم نفسم جاری نشد

کسی مثل تو به سرم دست نوازش نکشيد

کسی مثل تو منو به ظلمت شب نسپرد

کسی قلب منو مثل تو به آتيش نکشيد

هيچکی هستی منو مثل تو از من نگرفت

کسی مثل تومنو اسير تنهايی نکرد

کسی مثل تو برام آيه تاريکی نشد

کسی مثل تو به من حلقه نابودی نزد

عاقبت عشق دروغين و فريبنده تو

منو تا مرز بد لحظه بدنامی کشيد

من هنوز دوزخی عشق دروغين توام

از تو اين تشنه تن خسته به انتها رسيد

 

 

 

تعریف عشق مثل نگاه تو مشکل است

شاید که عشق سیب نگاه مقابل است

تعریف عشق از لب سوخته شنیدنی است

تعریف عشق از لب سرخ تو کامل است

شاید که عشق منطقهای از جمال توست

شاید که عشق هم به جمال تو مایل است

زیبا! عجب جمال شگفتی خدای من

باور نمیکنم که خمیر تو از گل است

زیبا شدی اگر تو گناهی نکردهای

اظهار زهد پیش جمال تو مشکل است

کردم هبوط من ! اگر از لمس سیب تو

جرم تو نیست جرم بزرگ من و دل است

آری! بیا برای دلم یک غزل بخوان

بی خنده تو زندگیام دور باطل است

بوی بهشت میشنوم از جمال تو

هرجا تویی بهشت خدا در مقابل است

آری ! دلم هوای تورا میکند هنوز

آری! دلم به بوی وصال تو مایل است

من سیب سرخ عشق تو را چشیدهام ، بلی!

این سیب سرخ تا به ابد سهم این دل است

 

HydroForum® Group

 

وقتی عشق می آيد كسی نمی بيند ولی وقتی ميرود همه می بينند

اگر در زندگی چاره ای جز سوختن نداری بسوز اما مثل شمع؛ نه مثل سيگار

بد ترين شكل تنهايی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسيد

از همه اندوهگين تر شخصی است كه از همه بيشتر بخندد

وقتی دهكده ای می سوزد دودش را همه می بينند اما وقتی قلبی می سوزد كسی شعله اش را نمی بيند

اگر روزی قرار باشد عقل را بخرند و بفروشند همه ما به تصور اينكه عقل زيادی داريم فروشنده خواهيم بود

نداشتن قسمتی از چيزهايی كه آرزو داريم قسمت پر ارزشی از خوشحالی است

استاد هنرمند از سنگ آدم می سازد و مربی بی هنر از آدم سنگ

هر فاصله ای می تواند به خوشبختی تبديل شود و هر خوشبختی و سعادتی می تواند به فاصله تبديل شود

هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسی كه به آن اعتماد داشته ايم عمری فريبمان داده است

 

    

هر كجا پا مي نهم احساس مطلوبم تويي

عامل رسوايي چشمان مرطوبم تويي

هر چه خسته، هرچه تنها، بازهم در فكرمن

اسم تو جا مي شود،سلطان آشوبم تويي

ساعت نه بود يا ده صبح روز جمعه بود

اعترافي با خودم كردم كه محبوبم تويي

شعرهاي من به الهام تو جاري مي شود

نه،شما نه،مي نويسم تو،بله خوبم تويي

در كجا عاشق شدم يادم نمي آيد ولي!

هر كجا پا مي نهم احساس مطلوبم تویی

              

!گلی را با عشق به تو هدیه می دهم

عطرش را به تو خواهم گفت

که دوستت می دارم و

!می توانم عطر پنهانت را ببویم

شکوفه اش می باید به تو بگوید

!که دوستت می دارم تو را وسر زنده گیت را

پز مر دگی اش باید به تو بگوید

!که دوستت می دارم ومی خواهم در کنار تو پیر شوم

گلی را به تو هدیه می دهم

!ومی گویم: دوستت میدارم

                             

برای نفس کشیدن حالا محتاج توام

زندگی سیبی است و عشق سینی است

وای بر حال آن که در عشق پایبند نظم وترتیبی است واما تو

قرار نبود آن وقتهای توجایشان رابااین وقتهای من عوض کنند

قرارنبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم

قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند

قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند

قرار نبود هر چه قرار نیست باشد.قرار تنها بر بیقراری بود

گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد

اما یقین دارم کودک دلت کمترازپیش بهانه ی لالایی های شعرگونه ام رامیگیرد

مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند

اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنها برایت می نویسم

خودت خواستی تقصیر من نبود

  
  alwaysyouareinmydear

از کودکی پرسیدم عشق چیست؟

گفت: ****** بازی

از نجوانی پرسیدم عشق چیست؟

گفت:****** رفیق بازی

از جوانی پرسیدم عشق چیست؟

گفت:****** پول و ثروت

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟

گفت:****** عمر

از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟

چیزی نگفت****** آهی کشید و سخت گریست

كاشكي مي شد بهت بگم                        بشو هميشه مال من

خوب ميدونم خواسته من                         فردا ميشه دليل جنگ

ولي بذار بهت بگم                                    ديوانه ام ، ديوانه ام

يادته اول شب به من                               گفتي شدي سفير غم

        بيا به جان همديگه                               هيچوقت نشيم جدا ازهم        

دلم ميخواست فرياد كنم                           به من نگو آيه غم  

فقط بهت بگم كه من                                مديون اون نگاهتم

حالا ديگه نپرس چرا                                 شرمنده سؤالتم

مي خوام بهت بگم                                   در دو بلات به جون من

هرچه غم و غصه داري                            همش بيان سراغ من

 

1 2 3 4 5 6

   

  

شعر و مطالب در دخمرك دات كام